آنچه باید درباره رفاقت2 بدانید - تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 3:30
آنچه تاکنون درباره «رفاقت2» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم.همون طور که توی پست رفاقت 1 گفتم ، من تاحالا دوستای زیادی داشتم اما فقط دو نفرشون برام رفیق واقعی بودن .دو نفری که خیلی باهاشون راحت بودم و اصولا بیشتر حرفامو به اونا می گفتم الانم همینطور. من چون رشتم تجربی بود یکی از اونا تجربیه و...
بررسی رفاقت3 - تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 3:30
در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «رفاقت3» را می‌خوانید.بی مقدمه بگم : ناراحتیم ازش تموم شد یعنی تمومش کردم باهم حرف زدیم و جایگاهامون برای هم دیگه مشخص شد بی رو دربایستی خوش حالم ازاین بابت تقریبا شب ها تا 3 باهم حرف می زنیم و می خندیم و سعی می کنم بابت مشکلی که داره بخندونمش حتی از این ور  به...
ماجرای افتخار - تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 3:30
در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «افتخار» را می‌خوانید.عصرش یکی از بچه ها ی دوسال کوچیک تر من فامیل گفت امشب پارک بانوان بابت روز دختر جشن می گیرن من میرم تو هم خواستی بیای زنگ بزن  قبول کردم و با یکی دیگه از بچه های فامیل که یه سال کوچیک تره منه رفتیم اولش خوب بود یخورده راه رفتیم تا دوستای ا...
آنچه باید درباره تغییر بدانید - تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 3:30
آنچه تاکنون درباره «تغییر» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم.معمولی با یکی از اعضای خونوادت هم خجالت بکشی و ندونی چطور درخواستتو بهش بگی ندونی  چطور جواب حرفاشو بدی در حدی که وقتی میری جواب بدی جوابو یه چیز دیگه بگی ، خوب  نیست.این دیگه بیش از حد خجالتیه .کلا دوست دارم تغییر کنم دوست دارم خیلی...
- تاریخ: 1401/10/11 ساعت: 15:02
بابام که کلا اجازه نمی داد اما الان که اجازه داد و گفت برو فلان جا(یه آموزشگاه غیر از مال پسر داییم البته مال آشناش!) هربار که من نمی رفتم تا پسردایم ناراحت نشه اما این بار عجله کردم خیلی هم تند رفتم آخه دلم می خواست منم مثه بقیه دوستام بلد باشم امروز که رفتم یکی از اقوام پسرداییم که اتفاقا تو آموزش...
منی که در من است منم؟ - تاریخ: 1396/6/28 ساعت: 11:20
هنوزم عوض نشدم حتی دوسه روزی که جو گرفتم و از بدیام نوشتم فک کنم عوض شدنی برای من در کار نباشه باخودم قهرم باخودم آشتی ام حال دلم خوبه حال دلم ناراحته به عوض شدن فکر می کنم فردا یادم میره از خاطراتمون واسه دوستام می نویسم می خندم از این طرف خودم یجوری ام
تغییر - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 8:47
شخصیتی که اصن ندونه خجالت چیه.البته یه جاهایی لازمه خجالت بکشی اما اینکه از حرف زدن معمولی با یکی از اعضای خونوادت هم خجالت بکشی و ندونی چطور درخواستتو بهش بگی ندونی چطور جواب حرفاشو بدی در حدی که وقتی میری جواب بدی جوابو یه چیز دیگه بگی ، خوب نیست.این دیگه بیش از حد خجالتیه .کلا دوست دارم تغییر کنم...
پست اول - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 4:27
سلام این اولین حضور من توی این فضا نیست البته میشه گفت بعد از چند سال اولین حضورمه و اولین وبلاگم نمیدونم چرا اینجارو ساختم فقط یهو به ذهنم خطور کرد و دلم خواست مثه نقش اول فیلم سر به مهر منم با شما ازاین طریق حرف بزنم و سوال بپرسم و جواب بگیرم و کمک بشم فعلا تنها دلیلم همینه البته امیدوارم
من کی ام؟... - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 4:27
چقد خودتونو میشناسین؟ خیلی یا کم یا شایدم اصلا؟ اصلا تاحالا چقد به خودتون فکر کردین؟ چقد به اینی که هستین فکر کردین؟ ته همه ی این فکر کردنا از خودتون راضی بودین یا نه؟ دوست دارین پیشرفت کنین یا همینجوری که هستید بمونید؟ ممنون میشم که با صداقت به سوالام جواب بدین
دچار درگیری با من - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 4:27
سلام شده با خودتون درگیرباشین؟اونم نه یه لحظه یا یه ساعت مثلا چند روز... درگیرباشین و ندونین چی میخواین درگیر باشین و همش خودتونو سرزنش کنین یا به خودتون سرکوفت بزنین که چرا این کارو کردی چرا اون کارو کردی چرا با فلانی انقد بد حرف زدی؟ من با خودم درگیرم توی این درگیری هزارجور تصمیم می گیرم آخ
رفاقت - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 4:27
حالا می خوام از شما بپرسم شماهم ازاین بهترینا دارین؟ چقد یه رابطه ی دوستانه براتون مهمه؟چقدر برای نگه داریش تلاش می کنید؟ اصلا به دوستیتون اهمیت می دین و تا جایی که از دستتون بر بیاد سنگ تموم میذارید؟ یا مثلا وقتی بینتون شکراب میشه این کدومتونید که پیش قدم میشه و حتی اگه بی تقصیر هم باشه معذرت می
روز ما مبارک - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 4:27
سلامامیدوارم که بتونم اینجا رو دیگه نگه دارمو مثل صفحات قبلی یهو نزنم و همه چیو حذف کنمممنون می شم اگه به سوالاتی که میذارم پاسخ بدینبا صداقت
رفاقت2 - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 4:27
سلام همون طور که توی پست رفاقت 1 گفتم ، من تاحالا دوستای زیادی داشتم اما فقط دو نفرشون برام رفیق واقعی بودن .دو نفری که خیلی باهاشون راحت بودم و اصولا بیشتر حرفامو به اونا می گفتم الانم همینطور. من چون رشتم تجربی بود یکی از اونا تجربیه و چون تغییر دادم به انسانی یکی دیگشون هم توی رشته ی انسانی تحصی
هیچ کسی حق گذاشتن کامنت خصوصی رو نداره - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 4:27
برگشته بودم چون اینجا بهتره چون اروم تره چون فکر می کردم پاک تره ولی میبینم که نه خبری نیست هر جایی میتونه آدم ناباب هم داشته باشه آدمی که کارش رواج چیزی به غیر از اخلاقه هرجایی آدمای خوب و بد رو باهم داره گل بی خار هم نداریم امیدوارم این آخرین باری بوده باشه برای من چنین کامنت بی شرمانه ای گذاشتین ...
رفاقت3 - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 4:27
سلام بی مقدمه بگم : ناراحتیم ازش تموم شد یعنی تمومش کردم باهم حرف زدیم و جایگاهامون برای هم دیگه مشخص شد بی رو دربایستی خوش حالم ازاین بابت تقریبا شب ها تا 3 باهم حرف می زنیم و می خندیم و سعی می کنم بابت مشکلی که داره بخندونمش حتی از این ور بهم گفتیم از حالمون و بهش گفتم با من عوض شده رفتارت
افتخار - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 4:27
روز دختر بود عصرش یکی از بچه ها ی دوسال کوچیک تر من فامیل گفت امشب پارک بانوان بابت روز دختر جشن می گیرن من میرم تو هم خواستی بیای زنگ بزن قبول کردم و با یکی دیگه از بچه های فامیل که یه سال کوچیک تره منه رفتیم اولش خوب بود یخورده راه رفتیم تا دوستای اونو پیدا کنیم(دوسال کوچیک تره) پیداشون کر
کنکور - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 4:27
سلامحالتون چطوره؟ کیا امسال مثه من کنکوری بودن؟ تبریک میگم به همتون ان شاالله و به لطف "خدای منان" همیشه موفق باشید تو تمام مراحل زندگیتون رتبه ی منم شد 1400 و خورده ای از کنکور انسانی و از کنکور زبان هم 2800 و خورده ای