آنچه تاکنون درباره «رفاقت2» منتشر شده است را در ادامه بررسی میکنیم.همون طور که توی پست رفاقت 1 گفتم ، من تاحالا دوستای زیادی داشتم اما فقط دو نفرشون برام رفیق واقعی بودن .دو نفری که خیلی باهاشون راحت بودم و اصولا بیشتر حرفامو به اونا می گفتم الانم همینطور. من چون رشتم تجربی بود یکی از اونا تجربیه و چون تغییر دادم به انسانی یکی دیگشون هم توی رشته ی انسانی تحصیل می کنه. البته ناگفته نمونه با اونی که انسانی هست ازبچگی دوستیم و چون مادر هامون 27 ساله که باهم دوستن بواسطه ی شغلشون(معلم) ماهم خیلی با
برچسب:
نویسنده: کسری اکبریپور
در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «رفاقت3» را میخوانید.بی مقدمه بگم : ناراحتیم ازش تموم شد یعنی تمومش کردم باهم حرف زدیم و جایگاهامون برای هم دیگه مشخص شد بی رو دربایستی خوش حالم ازاین بابت تقریبا شب ها تا 3 باهم حرف می زنیم و می خندیم و سعی می کنم بابت مشکلی که داره بخندونمش حتی از این ور بهم گفتیم از حالمون و بهش گفتم با من عوض شده رفتارت آخر سر به جای خوبی ختم شد خدارو شکر الانم داریم باهم حرف می زنیم همین الان که دارم اینارو می نویسم خلاصه اینکه قدر بدونید دوستیاتونو زندگی بدون دوست
برچسب:
نویسنده: کسری اکبریپور
در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «افتخار» را میخوانید.عصرش یکی از بچه ها ی دوسال کوچیک تر من فامیل گفت امشب پارک بانوان بابت روز دختر جشن می گیرن من میرم تو هم خواستی بیای زنگ بزن قبول کردم و با یکی دیگه از بچه های فامیل که یه سال کوچیک تره منه رفتیم اولش خوب بود یخورده راه رفتیم تا دوستای اونو پیدا کنیم(دوسال کوچیک تره) پیداشون کردیم بعدم سه تایی رفتیم خوراکی خریدیم و بعد نوش جون کردن رفتیم پیش دوستاش همه چی خوب بود منم از خنده هاشون خندم می گرفت از خاطره تعریف کردنشون بعد قرار شد بری
برچسب:
نویسنده: کسری اکبریپور
آنچه تاکنون درباره «تغییر» منتشر شده است را در ادامه بررسی میکنیم.معمولی با یکی از اعضای خونوادت هم خجالت بکشی و ندونی چطور درخواستتو بهش بگی ندونی چطور جواب حرفاشو بدی در حدی که وقتی میری جواب بدی جوابو یه چیز دیگه بگی ، خوب نیست.این دیگه بیش از حد خجالتیه .کلا دوست دارم تغییر کنم دوست دارم خیلی از عادات بدمو بذارم کنار خیلی از رفتارام ، اخلاقام .اما نمیدونم چطور میشه عوض بشم و یهو بشم یه آدم دیگه گاهی دلم میخواد برم پیش یه روانشناس و باهاش حرف بزنم و اون این ذهن منو بگیره و خالی خالی کنه.
برچسب:
نویسنده: کسری اکبریپور
برچسب:
نویسنده: کسری اکبریپور
هنوزم عوض نشدم
حتی دوسه روزی که جو گرفتم و
از بدیام نوشتم
فک کنم عوض شدنی برای من در کار نباشه
باخودم قهرم
باخودم آشتی ام
حال دلم خوبه
حال دلم ناراحته
به عوض شدن فکر می کنم
فردا یادم میره
از خاطراتمون واسه دوستام می نویسم
می خندم
از این طرف خودم یجوری ام

برچسب: منم؟,
نویسنده: کسری اکبریپور
برچسب: تغییر,
نویسنده: کسری اکبریپور
برچسب:
نویسنده: کسری اکبریپور
چقد خودتونو میشناسین؟
خیلی
یا کم
یا شایدم اصلا؟
اصلا تاحالا چقد به خودتون فکر کردین؟
چقد به اینی که هستین فکر کردین؟
ته همه ی این فکر کردنا از خودتون راضی بودین یا نه؟
دوست دارین پیشرفت کنین یا همینجوری که هستید بمونید؟
ممنون میشم که با صداقت به سوالام جواب بدین 
برچسب:
نویسنده: کسری اکبریپور
برچسب:
نویسنده: کسری اکبریپور
برچسب:
نویسنده: کسری اکبریپور

سلام
امیدوارم که بتونم اینجا رو دیگه نگه دارم
و مثل صفحات قبلی یهو نزنم و همه چیو حذف کنم
ممنون می شم اگه به سوالاتی که میذارم پاسخ بدین
با صداقت
برچسب:
نویسنده: کسری اکبریپور
برچسب:
نویسنده: کسری اکبریپور
هر جایی میتونه آدم ناباب هم داشته باشه
آدمی که کارش رواج چیزی به غیر از اخلاقه
هرجایی آدمای خوب و بد رو باهم داره
گل بی خار هم نداریم
امیدوارم این آخرین باری بوده باشه برای من چنین کامنت بی شرمانه ای گذاشتین
وگرنه میدونم باید به کی مراجعه کنم...
برچسب:
نویسنده: کسری اکبریپور
برچسب:
نویسنده: کسری اکبریپور